بعد از مرگ، رابعه عدویه را به خواب دیدند؛
گفتند : حال گوی!؟
گفت : آن جوانمردان (نکیر و منکر) در آمدند، گفتند: من ربّک؟
گفتم : باز گردید و خدای را بگویید با چندین هزار هزار خلق، پیرزنی ضعیفه را فراموش نکردی، من که در همه جهان تنها تو را دارم، هرگزت فراموش کنم تا کسی را فرستی که خدای تو کیست !!؟
برچسب:
نویسنده: پرهام عباسیان
برچسب:
نویسنده: پرهام عباسیان